تبليغاتX
دانشجویان پیام نور اسفراین - جشن روز دانشجو

 

گزارشی از برگزاری جشن روز دانشجو در دانشگاه ما :

 

دیر رسیده بودم ساعت 10 بود که تازه رفتم دانشگاه . هیچ خبری نبود همه جا ساکت و در همه ی اتاق های دانشگاه قفل بود. فکر نمی کردم برنامه شون سر وقت برگزار بشه ولی انگار این دفعه همه چیز سر وقت بود پس منم رفتم سالن شهید رخشی آخه دانشگاه ما یک سالن داره که اونم شده کلاس درس. برا همین برای برگزاری مراسم روز دانشجو همه دانشجوها رو دعوت کرده بودن به سالن شهید رخشی . وقتی وارد سالن شدم تا دم در جمعیت ریخته بود بچه های دانشجو انگار تشنه ی برگزاری چنین جشن هایی بودند همه ی سالن پر شده بود و ما دانشجوهایی که دیر رسیده بودیم باید سرپا می ایستادیم و همش همدیگرو هل می دادیم تا شاید ببینیم اون جلو ها چه خبره من که کم کم خودمو کشیدم جلو. مثل همیشه اون وسط راهرو موکت پهن کرده بودن تا آدمای خاکی ای مثل من رو زمین بشینند پس به ناچار رفتم و اون جلو یعنی در واقع وسط سالن رو موکت نشستم. خوب حالا حداقل یه جایی پیدا کرده بودم که از هل دادن بچه ها در امان باشم دیدم پشت میکروفن یه آقایی وایساده داره حرف می زنه ولی انگار نه انگار هیشکی گوش نمی داد همه ی سالن از همهمه ی بچه ها پر بود وای که چقدم حرف زد من که چیزی از حرفاش نفهمیدم .

 جالب بود دکوری که بچه ها زده بودند خیلی ساده و بی شیله پیله بود مثل همیشه با کمترین امکانات،  چند متر پارچه و چند تا سوزن میخی و یه دونه بادکنک زرد که اون بالا واقعا دکورو به نما آورده بود بعد از سخنرانی تک نوازی دوتار شروع شد خیلی جالب بود دوتار، موسیقی اصیل شمال خراسان  ولی حیف هیشکی توجهی به زخمه زدن استاد دوتار روی سن نداشت و بالا خره رسید به مرحله ای از جشن که بچه ها همه منتظرش بودند . برگزاری تئاتر.موضوع تئاتر جالب بود چند تا دانشجو که از یه شهر دیگه اومدن و تو خونه ی مجردی خودشون مثلا دارن صفا می کنن( بازیگرای تئاتر زده بودند رو دست بهزاد محمدی) هر چی بود خنده ی بچه ها رو حسابی در آورد  و حال و هوای کسل کننده ی سالن رو عوض کرد ولی چیزی که خیلی جالب بود تعداد بیشمار عکاسان و فیلمبرداران  این مجلس با شکوه بود. برای ثبت این رویداد مهم دانشگاه فیلمبرداران و عکاسان آنچنان هجوم آورده بودند که ما رو از دیدن زنده ی مراسم کم وبیش باز می داشتند و فقط می خواستند این مراسم رو تو فیلمهای دوربین ها ثبت کنند.( برا ی آیندگان) نه تو ذهن من دانشجو، که مثلا برای من مراسم برگزار شده بود. بعد از این دیگه برنامه هاشون تکراری شد دو بار دیگه موسیقی که همون دوتار نوازی بود و قسمت دوم نمایش. در آخر برنامه هم طبق معمول به دادن جوایز و مثلا تشکر وقدردانی کردن گذشت و البته این هم یادم رفت که بگم وسط برنامه ها یک پذیرایی مفصل و همگانی شد(یک عدد شیرینی دانمارکی تولید83 با علامت استاندارد) البته از من دو بار پذیرایی شد ولی بچه های دیگه انگار یکبارم پذیرایی نشدند بعد مراسم همه ی بچه ها به جای خونشون رفتند دانشگاه  حالا چرا منم نمی دونم .....؟؟؟ اینم مراسم با شکوه و عظیم جشن دانشجویی دانشگاه ما . ما که شرکت کردیم ولی جای همه ی شما که اونجا نبودید خالی حسابی از دانشجو بودنمون لذت بردیم. خوش باشید و موفق

 

با تشکراخبار 20:30 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 9:33 توسط یک دانشجو |